تبليغاتX
مینوش








مینوش

از همه چی از همه جا

دعاکردم

 دعا کردم که تنها مال من شی

 تو تعبیر قشنگ فال من شی

 دعا کردم بدونی چشم براتم

 هنوز دلبسته ی بغض صداتم

 اگه بازم دلت با دیگرونه

 چشات دنبال از ما بهترونه

 بذار با یاد تو دل خوش بمونم

 فقط دلتنگیات با من بمونه

 

 

همین کافیه

 برام هیچ حسی شبیه تو نیست

 کنار تو درگیر آرامشم

 همین از تمام جهان کافیه

 همین که کنارت نفس می کشم

 برام هیچ حسی شبیه تو نیست

 تو پایان هر جستجوی منی

 تماشای تو عین آرامشه

 تو زیباترین آرزوی منی

 منو از این عذاب رها نمی کنی

 کنارمی به من نگاه نمی کنی

 تمام قلب تو به من نمی رسه

 همین که فکرمی برای من بسه

 از این عادت با تو بودن هنوز

 ببین لحظه لحظم کنارت خوشه

 همین عادت با تو بودن یه روز

 اگه بی تو باشم منو می کشه

 یه وقتایی اینقدر حالم بده

 که می پرسم از هر کسی حالتو

 یه روزایی حس می کنم پشت من

 همه شهر می گرده دنبال تو

 

 

 
 
 
زبانم رانمي فهمي،نگاهم رانمي بيني

زاشكم بي خبرماندي وآهم رانمي بيني

سخن ها خفته درچشمم،نگاهم صدزبان دارد

سيه چشما!

مگرطرز نگاهم رانمي بيني؟

سيه مژگان من!موي سپيدم رانگاهي كن

سپيداندام من!روزسياهم رانمي بيني

پريشانم،دل مرگ آشيانم رانمي جويي

پشيمانم،نگاه عذرخواهم رانمي بيني

گناهم چيست جزعشق تو؟

روي ازمن چه مي پوشي؟

مگراي ماه!

چشم بي گناهم رانمي بيني؟

 

 

تنها ترین تنها

  چنان دل کندم از دنیا ... که شکلم شکل تنهاییست

  ببین مرگ مرا در خویش ، که مرگ من تماشاییست

  مرا در اوج می خواهی ... تماشا کن تماشا کن

  دروغین بودم از دیروز ... مرا امروز حاشا کن

  در این دنیا که حتی ابر ...  نمی گرید به حال ما

  همه از من گریزانند ... تو هم بگذر از این تنها

  فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم

  دلم چون دفترم خالیست ... قلم خشکیده در دستم

  گره افتاده در کارم ... به خود کرده گرفتارم

  به جز در خود فرو رفتن ... چه راهی پیش رو دارم

  رفیقان یک به یک رفتن مرا در خود رها کردند

  همه خود درد من بودند ... گمان کردم که هم دردند

  شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند

  به سوی اوج ویرانی ... پل پرواز من بودند

 

 

نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت 12:54 توسط ......|




مطالب پيشين
»
»
»
»
»
»
Design By : ParsSkin.Com